حرف های ناگفته ی نی نی!
شروع تا چند وقت پیش نبودم، اما حالا زندگی مشترکم رو شروع کردم و فعلاً برای مسکن رحم را برای چند ماه اجاره کردم......البته به محض تمام شدن مهلت، صاحبخانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلو را هم می گذلرد توی کوچه!!!!!!!!!! اظهار وجود هنوز کسی از وجودم خبر ندارد. البته وجود که چه عرض کنم. هر چند ساعت یکبار تا میخواهم سلول هایم را بشمرم همهاز وسط تقسیم میشوند و حساب و کتابم به هم میریزد. زندان گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند!!! فرق اینجا با آنجا داشتم با خودم فکر میکردم اگه قرار بود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدر ها زندگی میکرد...
نویسنده :
مامان هانی
15:27











