عکس یادگاری پسر دایی و پسر عمه
تاب تاب
کیانم آقا جون خیلی به بچه ها علاقه داره و تو براش یه چیز دیگه هستی. تا جایی که یادمه همیشه تو خونه بابام اینا یه حلقه از سقف آویزون بود تا برای بچه های کوچیکی که میان خونمون تاب بندازیم و تابش بدیم. به همین خاطر و بازی های زیادی که بابام با بچه ها میکنه بچه های فامیل آقا جونو خیلی دوست دارن و باهاش بازی میکنن. چون هنوز خیلی کوچیکی، این تاب رو مادرجون برات خرید تا هر وقت میری خونشون تاب بازی کنی که ازشون ممنونیم... نمیذاری عروسک تاب بخوره... ...
نویسنده :
مامان هانی
11:00
وقتی کیان غرق تماشای تلویزیون میشه
عزیزم همن جور که میبینی جلو و اطراف TV رو با پشتی و توپ و... پر کردیم تا یه وقت زیر تلویزیونی شیشه ای برات دردسر ساز نشه. ...
نویسنده :
مامان هانی
10:24
کیان با کمک بابایی می ایسته!
عزیزم اولین پاییزت مبارک(آتلیه مامان و خاله جون)
مادر های خوش ذوق میتونین با کمک چند متر پارچه سفید یا مشکی یه آتلیه شیک واسه نی نی ها تون درست کنین و اونو با برگ های پاییزی؛ میوه؛ عروسک و هر چیزی که به ذهنتون میرسه دکور بدین و با تنظیم نور اتاق و فلاش عکس های خوشگلی بگیرین... Dj کوچولوی ما... نی نی کوچولو... ...
نویسنده :
مامان هانی
10:20
بازی با عروسک 1
کمک به راه رفتن
فکر کنم این دوتا مورد خیلی واسه راه رفتن بچه موثر باشن. کفش صوتی و عصای چرخ دار. کیان اولین بار که با کفش راه رفت. تا کفش صوت میزد سرشو میاورد پایین و میگفت همممممم. عصا رو هم خیلی دوست داره خصوصاً وقتی بالهای پروانه به هم میخورن... ...
نویسنده :
مامان هانی
10:18
هدیه عمه به کیان عزیزم
کیان جون این ست بافتنی رو عمه بهشته برات بافته. نمیدونی با چه ذوقی برات میبافت، خیلی زود هم تمومش کرد. البته الان برات کمی بزرگه ولی تنت میکنم. رنگش هم خیلی شاده. دستش درد نکنه... ...
نویسنده :
مامان هانی
10:15
کوتاهی مو
عزیزم اینجا هشت ماه و نیمه هستی. موهات خیلی بلند شده بود و مرتب عرق میکردی چون جنب و جوشت زیاد بود. به همین خاطر یک روز که لالا بودی یواشکی باد اومدو موهاتو برد؛ البته مامان هم باهاش همدست بودم ... آروم خوابیده بودی که مامان کارمو شروع کردم؛ دستات رو هم خودت اون مدلی نگه داشته بودی... داشتی بیدار میشدی. تو خوابو بیداری بودی... وقتی بیدار شدی از دیدن موهات تعجب کرده بودی... این هم شاهکار دست مامانی... عزیزم میدونستم که اگه ببرمت آرایشگاه اذیت میشی. فعلاً این مدل مو رو تحمل کن تا دفعه بعد آقای آرایشگر موهاتو مرتب کنه . بعد از اینکه موهاتو کوتاه کردم پشیمون شدم چون خیلی موهات ناز بودن و الان که کوتاه شدن یه حال...
نویسنده :
مامان هانی
10:12













